احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
293
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
از طرف مشار اليهم حوائج آنها تأمين گرديده و شهد اللّه خود آنها هم نظر باوامر اكيد فرماندهان خويش كمال نظم و ترتيب را مراعات مينمودند و تخطى روا نميداشتند ضمنا بايد متذكر گرديد حكام متصديان امر بواسطه دستورات اكيد حكومت موقتى هيچگونه فرقى بين موافق و مخالف يا دست راستى و چپى يا دمكرات و اعتدال نگذارده بر ادروار با مساعدت كامل با همه رفتار مينمودند و تفاوتى بين فلان ملاك كه شايد متمايل بمؤتلفين و در آنموقع هم در محل نمانده بود با ديگرى كه از دمكراتها و طرفدار مليون بود نميگذاردند و تبعيضى روا نميداشتند و به همين لحاظ همه صاحبان غله و اجناس خاطرجمع از قيمت عادله و بهاى رواج روز بودند و به همين جهت با وجود تمام قشونكشىها اجناس وفور داشت . نقل قول از حاج عز الممالك اردلان نماينده دمكرات روز هفتم محرم الحرام يكهزار و سيصد و سى و چهار 1334 قمرى هجرى ( فصل پائيز ) عقرب 1294 شمسى هجرى از دفتر مجلس شورايملى اطلاع دادند جلسه فوق العاده مجلس تشكيل مىشود . در اينموقع جلسه فوق العاده بطور خصوصى تشكيل گرديد و پيغام اعليحضرت سلطان احمد شاه قاجار بمجلس شورايملى داده شد كه شاه و دولت تهران را ترك ميكنند و بواسطه حركت قشون روس از قزوين به طرف طهران پايتخت را موقتا اصفهان قرار ميدهند نمايندگان هم به طرف اصفهان عزيمت نمايند . من فورا دربار رفتم تا از نزديك هم اطلاعاتى بدست بياورم كالسكه شاه را درب اندرون ديدم كه به چهار اسب بسته شده و آماده حركت است سردار معظم خراسانى نماينده مجلس ( تيمور تاش ) را هم مشاهده كردم سوار اسب تركمنى پشت كالسكه منتظر رفتن است به داخل گلستان رفتم شاه در عمارت بريليان و هيئت دولت در قصر ابيض بودند با تحقيق از چند نفر اطلاع حاصل كردم كه شاه در شرف حركت است كلنل ادوال سوئدى رئيس ژاندارم در حياط گلستان ايستاده و منتظر حركت شاه بود و بشاه گزارش ميداد كه روسها قريبا وارد تهران ميشوند و بعد از ورود قشون روس حركت مقدور نخواهد بود و هرچه زودتر بايد از تهران برويم دولت مستوفى الممالك ساعد الدوله سردار برادر سپهسالار ( محمد وليخان تنكابنى ) را بحكومت طهران منصوب و قصر سلطنت و خزانه مملو از جواهرات را هم به او سپرده و عازم حركت بودند . چون بر من يقين حاصل شد كه حركت شاه و دولت قطعى است درصدد تهيهء وسائل حركت برآمدم و با دو برادرم كه تازه از فرنگ آمده بودند مصمم حركت شديم . خيابانهاى طهران پر از جمعيت بود و در خط سير شاه به طرف دروازه حضرت عبد العظيم پليس دو طرف خيابان ايستاده و تمام مردم در حال تأثر و اضطراب و منتظر وقايع ناگوارى بودند . به حضرت عبد العظيم كه رسيديم عدهء ژاندارم ديده شد همينطور در راه قم دستهدسته ژاندارم ديده مىشد كه به حال حاضرباش بودند يك شب در راه توقف كرديم . آية اللّه آقا ميرزا سيد محمد طباطبائى را در حسنآباد ملاقات كردم كه با خانواده حركت فرموده بودند . با اينكه در راه همه كس مىگفت كه شاه از طهران حركت نموده ولى همينكه بقم رسيديم معلوم شد كه شاه هنوز در طهران است و اطلاع حاصل شد كه پس از علنى شدن تصميم شاه و دولت به تغيير پايتخت ، سفراى روس و انگليس بدربار رفته و بشاه اطمينان دادهاند كه قشون روس بطهران نخواهد آمد و شاه را از حركت منصرف نمودهاند و دولت هم تغيير كرده و شاهزاده عبد الحسين ميرزا فرمانفرما برياست دولت منصوب گرديده است ( راوى اشتباه نموده زيرا كابينه مستوفى الممالك در آن موقع تغيير نكرد و تا 39 روز بعد مصدر كار بود ) بعدا هم معلوم شد كه روسها بقول خود وفا نكرده بعناوين مختلف صاحبمنصبان آنان بطهران آمدورفت مىكنند و قشون خود را هم به نزديكى طهران